gegli

legends of the fall

اینجا،همه،تنهایی

× این جا رو دیگه برای من بزارید من که لا اقل برای خودم چیزی بنویسم شاید خیلی بهتر بتونم از تنهایی خودم لذت ببرم وقتی که ببینم همه باهمند و من همیشه تنها
×

آدرس وبلاگ من

amirzeous.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/amirzeous

×
×

اومدم برم بیرون دیدم بدون اون اصلا نمیشه نمیدونم چرا ،ولی همش تنهایی هم سهم من از دنیا نباید باشه ،آخه من که بدی به دنیا نکردم

شده توی جایی باشی که خیلی از اوقات اصلا کسی ندونه تو اونجایی؟

همه هم خودشون رو در حرم دلشون بدوننت

و 

اینکه از 100 کیلومتری دلشون هم عبورت نداده باشند


این دنیایی هست که ما باهش داریم وقت تلف میکنیم

من خودم اینقدر ازاین مردم بیزارم که خودم هم نمیدونم چرا هی دست و پا میزنم تا بیشتر خودم رو درشون غرق کنم

انقدر از روسا بدم میاد ولی نمی دونم چرا دارم توی زمین اونها بازی میکنم

این که من نمیدونم اصلا دارم چکار میکنم این 

برای من خیلی دردسر ساز نیست 

اینکه میبینم افرادی هستندکه همگیشون 

بااااا هم دارند 

گم میشند 

این برام سخته

اینکه همیشه تنهام برام سخته ،اینکه خوشیام 

خوشی های زود گذرم تنهایی هست 

این برام درد آوره اما این که میبینم کسی باکسی میره که هیچ کدومشون به هم اعتماد ندارند این بیشتر از بی کسی خودم 

برای خودم درد آوره

اینکه نمیتونم از این زندگی دل بکنم

اینکه نمیدونم کی باید از زندگی دست بردارم

اینکه نمیدونم اصلا تا کی باید بخندم

خدا کیه؟من کیم؟اصلا کجاییم

اینکه نمیدونم این دنیایی که ما داریم توش زندگی میکنیم واقعی هست یا یه بازیه

اینکه نمیدونم ،میدونم یا نمیدونم،این ها همش برای من درده،درد!!!!!!

میدونم تقریبا که کجای دلم درد میکنه ،وقتی غدای نا جور بخورم

میدونم تقریبا وقتی ...میشم باید  چکارکنم

میدونم....

اما نمیدونم وقتی که ....بشم باید چکارکنم

خیلی از کسایی که میدونند بعد ها میاند به جایی میرسند که میفهمند که ایکاش میگفتند که نمیدونند چون اون علمشون 

بسیار بسیار خطا داشته

نمیدونم که کی به کی میتونم قبل از حرف زدنش بگم نمیدونم

یا 

به کسی قبل از حرف زدنش بگم میدونم

این ها رو هیچ کدومش رو نمیدونم

اما این که میدونم کسی خواد بود که من رو از ته دل دوست داره این رو میدونم اون هم شاید نفهمم که کی بوده اما اولیش کسیه که خیلی از ش 

خودم رو دورکردم

خود خود خود خداااااا

نمیدونم که تا کجا پیش باید برم 

یادش بخیر زمانی که از دانشگاه برمیگردم مدت حدودا دو ساعت از عمرم رو برای برگشت صرف میکنم 

همش هم توی بیابونم

وااااااااااااااااای خادا چقدر دوست دارم جایی که هیچ کسی نیست

چقدر دوست دارم مکانی رو که هیییییچ کسی نیست

خدااااا

خیلی حال میده،اما نمیدونم چرا وقتی توی شهر راه میرم هم خیلی حال میکنم 

چون خیلییییییییییییییییی خییلییییییییییییی شلوغه


تنهایییم رو با خودم ارضا کردم

کمبودم رو با خودم ارضا کردم

بی شعوری مردم شهرم رو بامحبتم جبران کردم

ای بابا 

خسته شدم پس 

تا کی کس دیگه ای برای من کاری نمیکنه

یعنی سهم من از دنیا و مردمش اعتماد از طرف من و بی اعتمادی از

اونهاست؟؟؟؟

***لعنت به آدم های نامرد***

حرفام دلیه ،اگر فهمیدی ممنون که خوندی اگر هم نفهمیدی ایرادی نداره 

عمری از زندگیم داره میگذره من رو پدر مادرم هم نشناختند

هنوز از قسمت هایی از زندگی که محبت میخوام خبر ندارند

جایی که حمایت میخوام خبر ندارند

جایی که توبیخ میخوام خبر ندارند

فقط یاد گرفتند که کنترل کنند

تازه خودشون رو خانواده فرهیخته ای هم میدونند

با مدارک علمی معتبر و بالا اما هیهااااااااااااااات که دارم واقعا میببببرررررررررررررررررررم

ار بی کسی

ای خداااااااااااااا

کسم رو بی کس نزار

زود تر کسی رو جای کسم بزار

پنجشنبه 9 مهر 1394 - 7:22:16 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت